تبليغاتX
ادب نامه











































ادب نامه

می خوام خوشحالتون کنم

می خوام واستون خاطراتمو بگم

خاطراتی که فکر کنم لازم نباشه از بچگی شروع بشه؟

یا می خوایید از بچگی بگم. س ک س نداره. البته تو بچگی. ها ها

این غنیمت بزرگی هست که من واستون خاطراتمو بگم . بخونید واقعا"

نوشته شده در Tue 9 Feb 2010ساعت 13:37 توسط | |

باید با هم زندگی کنیم و من مرتب تغییر کنم

کاش میدونستم تو چه ویژگی داری که این زندگی سگی را تحمل می کنم

مثل یک موش که از بس تو تاریکی مونده نور رو نمی خواد به این زندگی گهی

که با تو دارم دلخوش کردم. ولی بدون روزی از این سگدونی بیرون میرم.

نوشته شده در Sun 7 Feb 2010ساعت 12:44 توسط | |

به صورت روانی علاقمند شدم به قرار گذاشتن

اصلا" هدف و برنامه ای در بین نیست چون من بدون قرار هم می تونم کیس پیدا کنم

حتما" باید گ ی و یا مشکل دار باشه که آویزونم بشه و برام دردسر درست کنه؟؟؟؟؟

اتفاقی که تو قرار می افته و اون برق چشمهایی که منو می خوان و من مثل همیشه

راستش گاهی می پرسم این من هستم یا یک آدم دیگه. شاید خیلی دور هستم

مثلا" جایی کنار کارلوس کاستاندا. یا توی چشمان یک گرگ وسط یک دشت تو آریزونا

مطمئنا" وقتی که قرار می ذارم  نه حواسم اینجاست نه دلم. راستش چیزی هست

راستش من به اون کشش و جذبه خودم که در نگاه دیگران هست نیاز دارم.راستش

مثل خون برای خون آشام. کشش برای من. البته با حال باشی بی نصیب نیستی.

نوشته شده در Mon 1 Feb 2010ساعت 9:32 توسط | |

به چالش کشیده شدن ما سخت و ناگوار است هنگامی که فقط نیازمند تعریف هستیم.

دور ماندن و گرد آوری نظرات مثبت بسیار خوش آیند و گواراست.

و چه بسا همین دور باطل بتواند کیفیت را به سطحی پایین تنزل دهد.

راستی...

نوشته شده در Thu 26 Nov 2009ساعت 11:11 توسط | |


Design By : Night Skin