می خوام واستون خاطراتمو بگم خاطراتی که فکر کنم لازم نباشه از بچگی شروع بشه؟ یا می خوایید از بچگی بگم. س ک س نداره. البته تو بچگی. ها ها این غنیمت بزرگی هست که من واستون خاطراتمو بگم . بخونید واقعا" کاش میدونستم تو چه ویژگی داری که این زندگی سگی را تحمل می کنم مثل یک موش که از بس تو تاریکی مونده نور رو نمی خواد به این زندگی گهی که با تو دارم دلخوش کردم. ولی بدون روزی از این سگدونی بیرون میرم. اصلا" هدف و برنامه ای در بین نیست چون من بدون قرار هم می تونم کیس پیدا کنم حتما" باید گ ی و یا مشکل دار باشه که آویزونم بشه و برام دردسر درست کنه؟؟؟؟؟ اتفاقی که تو قرار می افته و اون برق چشمهایی که منو می خوان و من مثل همیشه راستش گاهی می پرسم این من هستم یا یک آدم دیگه. شاید خیلی دور هستم مثلا" جایی کنار کارلوس کاستاندا. یا توی چشمان یک گرگ وسط یک دشت تو آریزونا مطمئنا" وقتی که قرار می ذارم نه حواسم اینجاست نه دلم. راستش چیزی هست راستش من به اون کشش و جذبه خودم که در نگاه دیگران هست نیاز دارم.راستش مثل خون برای خون آشام. کشش برای من. البته با حال باشی بی نصیب نیستی. دور ماندن و گرد آوری نظرات مثبت بسیار خوش آیند و گواراست. و چه بسا همین دور باطل بتواند کیفیت را به سطحی پایین تنزل دهد. راستی...
| Design By : Night Skin |


